باور کن! کار من نیست ، کار دل است
دلم جایی میان نفس هایت گیر کرده است
روزگاری همچو گل ما هم نگاری داشتیم / اینچنین خاری نبودیم اعتباری داشتیم
این که میبینی در این فصل خزان با پشت خم / این زمستان را مبین ما هم نگاری داشتیم
نوشت سلام نَفَــــــــــس
کسیــــــــــ که چند لحظه پیش به من شبــــــــــ بخــــــــــیر گفت !!!!
هه … چه اشتباهی …
بی تو مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم / همه تن چشم شدن خیره به دنباله توگشتم
شوق دیداره تو لبریز شداز جام وجودم / شدم آن عاشق دیوانه که بودم . . .